


دوستانی که در تهران و کرج حضور دارند آدرس پستی خود را ارسال بفرمایند تا یک نسخه از کتاب برای آنها ارسال شود با سپاس بی کران
واژه ها را باید جست زیباترین را در این پیرامون که خود رمز و راز یست کیهانی ...

مادرگاهان آسمانی زاد روزت فرخنده
در واپسین روزهای نمایشگاه کتاب ناساتیا به جشنواره رسید
کتاب شعر ناساتیا در حال صحافی است و تمام تلاش ناشر برای رسیدن آن به جشنواره تا کنون بی نتیجه مانده است و قول چند روز آینده را داده است .
سرانجام مجموعه شعر " ناساتیا " پس از بیست و پنج سال انتظار بزودی در نمایشگاه کتا ب تهران در قسمت " ن " انتشارات نظری در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت.
نمایشگاه از تاریخ 12/2/1391 الی 23/2/1391 بر قرار می باشد منتظر حضور شما هستیم .
دفتر شعر " ناساتیا " منتشر شد .
در سال ۱۹۰۷ در «بغانه کوی» در شرق آنکارا کتیبهای سفالی کشف شد که نام چهار ایزد مورد پرستش آریاییهای پیش از انشعاب در آن ذکر شده بود. این ایزدان عبارتند از : ایندرا، میترا، وارنا و ناساتیا.
در این کتیبه به چهار ایزد مورد پرستش آریاها پیش از انشعاب سوگند یاد شده و معاهدهای است که حدود ۱۳۷۰ سال پیش از میلاد بین دو قوم هتیت و میتانی بسته شده بود. مهر که در زبان فارسی باستان «میترا» و در اوستایی «میثر» آمده است، در زبان پهلوی به صورت «میثر» تحول یافته و در فارسی مهر شده است.
در خواستن
کوچک ما
یک
نتوانستن بزرگ بود ...
با شگفتی به تماشای گریهام ننشین!
چیزی نیست
تنها
ترانهای تاریک
در تلنبارِ تنهاییام
ترکید
علی بداغی
تعداد معدودی از ادیبان و شاعران ما تحصیلات دانشگاهی داشتند
وی ادامه داد: ادیبان و شاعران ما، به جز معدودی هم چون اخوانثالث و قیصر امینپور که تحصیلات دانشگاهی داشتند، بقیه جزو کسانی بودند که بنا به دلایلی دانشگاه نرفتند. شاید به خاطر این که یا اصلا دانشگاه را قبول نداشتند و یا ترجیح میدادند خودشان استاد خودشان باشند و ادبیات را به شکل عمقی و شخصی بررسی کنند. در واقع مساله استاد خود بودن بیشتر در آثار شاعران ما به خصوص کلاسیکها پیدا بوده و هست.
گاهی نگاه به شعر معاصر کلیشهای و سلیقهای میشود
او اظهار کرد: اساتید ما وقتی ادبیات معاصر را مورد تحلیل قرار میدهند باید به تمام جهات توجه داشته باشند و بدانند که میخواهند در چه مسیری قلم بزنند، نقد کنند و اظهار نظر کنند.
این شاعر خاطرنشان کرد: متاسفانه گاهی نگاه به شعر معاصر کلیشهای و سلیقهای میشود. اگر این نگاه سلیقهای نشات گرفته از علمینگری و زیباشناختی باشد مشکلی نیست اما این سلیقهها بیشتر از حب و بغضها سرچشمه میگیرد و باعث میشود که اساتید ما در نقد و بررسیهایی که انجام میدهند بیشتر به خاطرهگویی روی آورند.
مدرسان ادبیات مطالعات خود را به روز کنند
وی توضیح داد: یکی از دلایل گریزان بودن شاعران ما از دانشگاه نگاه ضعیف مدرسان ادبیات است. مدرسان ادبیات همان طور که در ادب کلاسیک تحصیل کرده، مطالعه کردند و مدرک گرفتند باید مطالعهشان را امروزیتر کنند. البته آنها هم تا حدی مقصر نیستند چراکه این مساله به فضاهای آموزشی محدود در کتابهای دانشگاهی برمیگردد. به اعتقاد من ادبیات معاصر در واحدهای دانشگاهی غریب افتاده است.
دقت به ادبیات معاصر در وبلاگها بسیار خوشحالکننده است
او، با بیان این که برخی پایاننامهها به ادبیات معاصر میپردازند، یادآور شد: من پایاننامهای در دانشگاه دزفول مطالعه کردم که نقدی به شعر احمدرضا احمدی داشت و بسیار پایاننامه خوبی بود. در وبلاگها و وبسایتها نیز به ادبیات معاصر پرداخته میشود که این بسیار خوشحالکننده است. مثلا کسی چون دکتر تسلیمی گذارههایی بر شعر معاصر و گذارههایی بر داستان معاصر منتشر کرده که نشان میدهد نگاه دانشگاهی ما در حال رشد است.
نیما هنوز توسط منتقدان ما شناسانده نشده است
آژده، با بیان این که ما در دوره گذار هستیم، تصریح کرد: ما در دورهگذار از شعر نو، انقلاب شعری که نیما به وجود آورد و سبکها و جریانهای ادبی که بعد از نیما شکل گرفت هستیم.
این شاعر تاکید کرد: همان طور که عمر شعر نو به یک قرن نمیرسد ما این حق را به دانشگاهها میدهیم که آن چنان به شعر نو نپردازند. با توجه به این که در مرحله گذار و گذر هستیم باید با شناخت پیشروان شعر معاصر به جریانهای بعد از آن دقت شود چون به جرات میتوان گفت که نیما هنوز توسط منتقدان ما نه به شاعران و نویسندگان ما که قشر خاص هستند و نه به عوام شناسانده نشده است.
مردم هنوز با اشعار مشیری بیشتر ارتباط برقرار میکنند
او در ادامه اظهار داشت: مردم ما هنوز با شعرهای فریدون مشیری بهتر ارتباط برقرار میکنند. در حالی که فریدون مشیری هرگز نمیتواند پیشرو باشد و حتی اخوان. چون شعر مشیری حتی از لحاظ زبانشناسی دست سوم محسوب میشود. هر چند که این موضوع انکار زحمات مشیری نیست ولی ما از بزرگان شعر نو پنج تن معروف داشتیم که مشیری جزو این پنج تن محسوب نمیشود.
وی یادآور شد: شاعرانی چون حمید مصدق، گلچین گیلانی و افرادی دیگر در مقابل اشعار شاملو و نصرت رحمانی درجه سوم محسوب میشوند ولی باز با آنها ارتباط بهتری برقرار میکنند. البته من نصرت رحمانی را خیلی مدرن میبینم چه برسد به شعر احمدرضا احمدی یا حجمگرایی که یدالله رویایی و حجمگرایان به وجود آوردند.
شعر مدرن ایران وامدار هوشنگ چالنگی است
این شاعر اظهار داشت: یاد میکنم از بزرگ شعر جنوب هوشنگ چالنگی چراکه شعر مدرن ایران بدون تردید و بدون دغدغه وامدار او است و بعد هم شاعران موج ناب. زیرا بعد از موج ناب هر تغییر و تحولاتی که صورت گرفته جز تکرار چیزی نبوده و هنوز هم وقتی میخواهیم مثال بزنیم باید از همان پنج شاعر شعر موج ناب یاد کنیم. البته وقتی از این پنج شاعر نام میبرم فقط شعر آنها را میگویم و هرگز شخصیت فردی، سیاسی، اجتماعی، دلبستگیها و دلمشغولیهایی که به احزاب زمان خودشان داشتند برای من مهم نیست. این شاعران هر تفکراتی که داشته باشند برای من قابل احترام هستند.
هنوز مرجع و ملجا ما پنج شاعر موج ناب هستند
او توضیح داد: هر چند که شعر جنوب در دهههای 70 و 80 حرفهای زیادی برای گفتن داشت و شاعران و نامهای زیادی را به ادبیات ما معرفی کرد اما هنوز بعد از موج ناب قرار دارد و مرجع و ملجا ما همان پنج نفر هستند که شعر هر کدام از آنها به صورت شخصی ابعاد متفاوت و متنوعی دارد.
شاعران دهههای گذشته بسیار مدرنتر از امروز هستند
آژده، با اشاره به این که جوانان دهههای 40 و 50 بسیار مدرنتر بودند، بیان کرد: چون مسجد سلیمان آن دههها یکی از شهرهای صنعتی و مدرن ایران بود کتابخانه بزرگی داشت که از کتابهای روز دنیا بهره میبرد و از سینمای روز دنیا هم بهرهمند بود.
او خاطرنشان کرد: شهرهایی چون مسجد سلیمان و آبادان از شهرهای مدرن و صنعتی بودند و اگرچه محدودیت داشتند ولی بازهم میگویم که آنها مدرنتر از امروز بودند.
باید به شعر نگاه جامعهشناسانه داشته باشیم
او توضیح داد: وقتی میخواهیم شعر را مورد پردازش قرار دهیم باید نگاه روانشناختی و جامعهشناسی به آن داشته باشیم. ما نمیتوانیم راجع به ادبیات صحبت کنیم ولی نگاه جامعهشناختی به آن نداشته باشیم و به این قضیه که مردم دهه 40 در مسجدسلیمان و شاعران دهه 50 از چه نوع ساختار و بافتار معیشتی خاصی برخوردار بودند نپردازیم.
شاعران موج ناب هنوز هم میتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند
آژده تصریح کرد: فضای موجود در شعر من هم مثل بقیه دوستان و بچههای شعر موج ناب یک نوع ترکیب بین مدرنیته و سنت است. اغلب ما بختیاری هستیم، نوعی فضای سنتی را تجربه کردهایم و طبیعت و ناتورالیسم بر ادبیات و شعر ما حاکم بود. در نتیجه ترکیب آن با مدرنیته چیزی را ارایه میدهد که در کار اکثر شاعران ما یافت میشود. این هرگز یک دفاع شخصی نیست بلکه یک نگاه علمی است که اغلب منتقدان بزرگ معاصر ما به آن اشاره کردهاند.
او بیان کرد: شخصیت بزرگی مثل منوچهر آتشی که پرچمدار شعر جنوب و نیمای شعر جنوب محسوب میشود برنوشتی راجع به تمام شاعران نابسرا در دهه 50 خورشیدی در مجله تماشا داشت. شاعران موج ناب بسیار تاثیرگذار بودند و این تاثیر را هرگز نمیشود انکار کرد نه تنها در شعر من بلکه در شعر امروز خوزستان چون تمام این شاعرانی که آمدند دنبالهرو شعر ناب بودند و هنوز هر حرکتی که در شعر جنوب و خوزستان اتفاق میافتد باز هم شاعران موج ناب و مسجدسلیمان میتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند. امروزه شخصیتهایی مثل هرمز علیپور و یارمحمد اسدپور در خوزستان و سیدعلی صالحی در پایتخت حرف اول را در کشور میزنند.
این شاعر با یاد کردن از زندهیاد سیروس رادمنش گفت: شعر او خاصتر از همه همدورهایهای خودش بود و حتی مدرنتر از نوپاترین و با تجربهترین شاعران امروز ایران بوده است.
در خوزستان شاعران و کسانی که آثارشان چاپ میشود زیاد است
وی، در پاسخ به این سوال که چرا شاعران تمایل به چاپ کتاب ندارند و یک ناامیدی در کارهایشان دیده میشود، تصریح کرد: هر جا که ما از ادبیات معاصر و مدرن صحبت میکنیم ادبیات جنوب مخصوصا در خوزستان مورد توجه قرار میگیرد. ادبیات امروز ما در چند نقطه بیشتر خلاصه نمیشود مثل شاعران شمال که در زادگاه نیمای کبیر و شاعران جنوب در زادگاه منوچهر آتشی و حتی شاعران شیراز و تعدادی پایتختنشین که البته آنها هم مهاجر هستند. در دیگر شهرها هم شاعرانی هستند ولی به شکل یک نفر یا دو نفر ولی در خوزستان کثرت نامها و شاعرانی که هر روز آثارشان چاپ میشود و مورد توجه قرار میگیرد زیاد است.
فضا برای شاعران مناسب نیست
وی عنوان کرد: ضعف در نشر و پخش معضلی است که بیشتر شاعران از آن مینالند. چرا باید شعر معاصر و کتابهای ما در انحصار چند نام باشد؟ چرا بر شعر سرمایهگذاری نمیشود؟ چرا شاعر باید بابت کتاب هزینه کند و بعد از این که پول را داد آن را روی دست عرضه کند؟ این ضعف بسیار بزرگی است.
این شاعر اظهار داشت: این ضعف بزرگ در نشر و پخش باعث شد تا ما تمایل به چاپ کتاب نداشته باشیم چون فضا مناسب نیست. ولی این بدان معنا نیست که ما کار نمیکنیم. ما کار داریم ولی حقیقت امر این است که ما نباید به ناشر التماس کنیم و به دنبال او باشیم بلکه ناشر باید شعرشناس و شاعرشناس باشد. تا زمانی که این فضا در ادبیات معاصر ما به وجود نیامده همین بیتکلیفی و بیتکلفی و این بیارادگی و بیروحیهگی وجود خواهد داشت که به شدت آزاردهنده است.
بهتر نبود پیمانکار میشدم؟
آژده توضیح داد: من شاعر وقتی که میبینم آثارم عرضه نمیشود از لحاظ روحی به شدت تحت تاثیر قرار میگیرم و دلزده میشوم از این که چرا شعر میگویم؟ به چه قیمت؟ برای که و برای چه؟ و مثلا آیا بهتر نبود پیمانکار میشدم تا این که شعر بگویم؟
در ادبیات مَجازی هم مُجاز نیستیم
این شاعر، در پاسخ به این سوال که آیا فضای مجازی توانسته است جای کتاب را پر کند، تصریح کرد: من فضای مجازی را بسیار مناسب میبینم و همین فضای مُجاز در ادبیات مَجازی برای ما مانده است و واقعا ما گاهی در این ادبیات مَجازی زیاد مُجاز نیستم و با بحرانهایی روبهرو میشویم. اگر این فضاها و خبرگزاریها نبودند ما تا به حال مرده بودیم. اینها ما را زنده نگه داشتهاند. عملا من هر کسی را که میبینم بسیار بیروحیه است؛ از هوشنگ چالنگی گرفته تا جوانترین شاعر امروز.
اگر به شاعران ما نان نمیدهید...
وی، با اشاره به این شعر سهراب سپهری «شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند»، گفت: حتی نیما هم بابت شعرش نان نخورد ولی حرف خورد. البته هستند کسانی که متشاعر هستند و بابت شعرهای نگفتهشان پول میخورند. کمتر شاعری بوده که شعرش را خوب بخواند. اغلب شاعران ما فقط نوشتار قوی دارند و گفتار قوی ندارند.
این شاعر اظهار داشت: شاعری مثل احمد شاملو هم شعر قوی و تاثیرگذار و هم گفتار و صدای خوبی داشت. او نه تنها اشعار خودش را بلکه اشعار بسیاری از شاعران را در کتابی به نام "کوچه بیانتها" تالیف و ترجمه کرده و بسیار خوب خوانده بود. ولی شاعران اصیل ما بابت شعرشان نان نخوردند بلکه حرف خوردند. اگر به شاعران ما نان نمیدهید حرف هم نزنید چون شاعران طبعها و دلهای نازکی دارند و بسیار هم شکننده هستند.
هر شاعری جای خودش را دارد
آژده، در سفارش به بزرگترهای شعر جنوب، گفت: قدر و منزلت و حرمت شعر خود را بهتر بدانند و شخصیت خودشان را بیشتر بشناسند و بپذیرند که هیچ کس قرار نیست جای کسی را بگیرد و هر کسی جای خودش را دارد. همان طور که نیما جای خودش را داشت و همین طور جلال آلاحمد، سیمین دانشور و احمد شاملو ولی همه اینها همدوره بودند. حتی گاهی نیما دلزده میشد که چرا شاملو با نام کوچک صدا میکند ولی آن چه که هست این است که هم شاملو ماندگار شد و هم نیما.
وی در این خصوص ادامه داد: شاعران بزرگتر بدانند که عمر و زندگی ما فناپذیر است.
از کارهای جمعی در شعر بپرهیزیم
این شاعر گفت: بیشتر به شعر و اصل هنر بپردازیم؛ فارغ از هرگونه ایسمها و سبکها و کارهای جمعی. شاعری چون هرمز علیپور که مسنترین شاعر محسوب میشود بارها عنوان کرد که از کارهای جمعی به شدت بپرهیزید. با این که او کار جمعی ناب را تجربه کرده بود ولی امروز به این نتیجه رسیده که باید به شکل فردی کار کند.
او یادآوری کرد: جریانهایی در دهه 80 به وجود آمد که باعث کدورت خیلی از شاعران جنوب شد. شاعرانی که قبل از این که شعرشان در یک چارچوب، زیر یک چتر، یک نام و جریان خاص ادبی قرار بگیرد دوستی خوبی با هم داشتند. دوستی آنها، بعد از آن که زیر چتری توسط مرحوم سیروس رادمنش قرار گرفتند، به هم خورد و بعضی از آنها توبهنامه امضا کردند و بعضیها توهیننامه نوشتند.
عاطفه جوادی/ایسنای خوزستان
فرهنگی و هنری 19/1/1391 11:10:37
آبی ملحوظ منتشر شد
پیش از آنکه
آکنده شوم
از بوی تو
خواهم خفت
لای همین
شکاف
که زائیدنم گرفته است
سخت
در روز سوم
که
صورتم می خارید
از رویش هرز
مازیار غیبی
حالا نوبت توست
تمامی ابرهای البرز را بباری
بدور از چشمان گاوشگر هواشناسانی که با گمانه هایی از اشتباه
نمی دانند امروز کدامین جبهه قرار است
آسمان تهران را
اشکباران کند
که آسمان این شهر
همیشه از ابر چشمان
فال حافظ فروشان ودوداسپندی ها...
بارانی ست.
خداحافظ!
حالا نوبت توست
که ابرهای البرز را بباری.
من هم می خواهم بروم زاگروس
تا دلم را
با بلوطی تناور
پیوند زنم
شاید زین میان
یکی نغمه ی کبکی دری
به تجه ای برزند.
........................

چه سود از این تولدها و مُردن های تکراری؟
تجسّدهای نو در حلقه ی تن های تکراری؟
بهار کاغذی تقدیر این باغ است و هر باغی
که دل خوش کرده با عطر شکفتن های تکراری
رهایی ؛ آرمانشهری ست گم در ناکجا ویران
تو دون کیشوتی و این دوست / دشمن های تکراری...
برای آن که تبعید است در حبس وطن تا مرگ
نخوان افسانه ی تاریخ و میهن های تکراری
..
دوباره پنجم اسفند و شمع دیگری خاموش
دوباره بازی ِ اسفند و بهمن های تکراری...
بعد از یک سال کتاب شعر" ناساتیا" اثر مازیار غیبی مجوز چاپ گرفت و بعد از نوروز باستانی در سال جدید به دست دوستان خواهد رسید.

بلوط گویای مرصع زندگی وشعر هوشنگ چالنگی شاعر تاثیر گذار دهه ی چهل آماده ی چاپ شده است.این شناختنامه دوبخش می باشد که بخش اول آن به زندگی چالنگی-چگونگی نسج یافتن شعراو-گذرنوشته هایی بر شعر دهه ی چهل،شعرحجم،شعردیگر،تاثیراین شاعر بر شعر ناب وشعرجنوب وکشور- مصاحبه ها- نظرات شاعران ومنتقدانی چون شمس لنگرودی،محمدحقوقی،رضابراهنی،منوچهراتشی،علی باباچاهی،احمدکریمی حکاک... پرداخته شده است ودر بخش دوم خواننده بااشعاراین شاعر اشنا می گردد.شاعر ی که از دوستان شاملو وبسیلری از شاعر مطرح ایران زمین بود وشعرش را شاملو والهی واردبیلی ورویایی وشجاعی وناجی ...دوست می داشتند وهستند جوانانی که هنوز شعر این شاعر راسرمشق خویش قرار داده وبدین سبب مشق شعر می نمایند.چالنگی به گفته ونوشته های موجود منتقدان شعرازشاعر انی ست که درشعر کشور بسیار اثر داشته است.امیدوارم این شناختنامه بتواند قسمت هایی از زوایا وخفایای شعر چالنگی را برای دوستداران شعرش روشن سازد. زمستان 1390/رامین یوسفی
از آفتاب می ترسد
به کجا بگریزم
من که خود آفتابی
در سایه توام

بر این زادگاه شور بختی
چه فرودی دارد
دلی که بی من
گاهی می رود
|
محبوب من! به فونتی از آریا می نویسمت تا یادت باشد نستعلیق ونسخ هم خطی از بسیاران خطوطی بوده که پدرهامان مکتوبات ومرسولات خویش بدان نگاشته اند که اکنون مبتلا به آلزایمر این نُکت ها را نمی توانمان گفت پس درآزمون ممتاز خوشنویسی دقت داشته باشیم چون پدران مان به خطی از بدعهدی کوفیان ننویسیم تا مبادا فرزندها مان ما را میان نسخ وتعلیق معلق مان بنگارند! به خطی از آریا می نویسمت ای ایران! تا سرمشق تمامی نام هاو نامه ها ی الکترونیکی جهان گردی! |
|
زرتشت در داستان جهان نخستین کسی بود که این دلیری را داشت که فکر کند دین راستین چیست و آنرا ساده و آشکاربگوید"
این استاد درباره گاتها یا سرودهای وخشورایران و دین او چنین می گوید:
به پژوهندگان اوستا می توانیم نازکترین و پر اثرترین نکته هایی را که در نوشته های باستانی یافت می شود هدیه دهیم.
در آن تکه های بی همتا به نام گاتها که بازمانده ای چنین ارجمند برای داستان معنوی و دینی مردم است زرتشت برای ما سخنانی آورده که هر هجای آن از فکر انباشته است. فشردگی فکر در آن به اندازه ایست که مانند ندارد.
این دستورهای سه هزار سال پیش امروز ما را از بندها رهایی می بخشد. حق ناشناسی است اگر آنها را نادیده گیریم یا پنهان سازیم.
سرودهای زرتشت نخستین کوشش روشن وگویا را برای بهتر ساختن و نو کردن دل مردمان در بر دارد و امروز هم در همه دینهای ما زنده است و شاید آینده نیز بدان آویخته باشد. این سرودها به راستی در منش یکه و بی همتا است و منش هرگز پیر نمی شود. بر جهان امروز است که آنها را به کار به بندد.
جهان باید با دلبستگی فراوان به بررسی گاتها پردازد ، چون نخستین بار در گاتها پایه های منش زندگی به طرزی بسیار اثربخش و نیرومند نموده شده است.
در سرودهای زرتشت سروکار ما با بنیاد فکرهای دینی ومنشی است و در آنها جوهر زندگی راست و درست را می یابیم که بی آن هنوز از جانوران پست تر می بودیم .از هر سطر آن سرودها ارزشهای معنوی بلند وبرجسته به روی ما می تابد.
آنچه در جهان امروز نکو است همچو زنجیر نا گسیخته ای از گذشته به ما رسیده است. داستان و سرگذشت مردم ، اینجا بازیچه نیست و گاتها بنیاد این داستان است.
حق داریم و می توانیم به آزادی بگوییم که اوستا کهن ترین سند دین درونی است که جوینده و آزماینده منش و گفتار و رفتار است.
باز شناختن و جدا کردن مردمان از یکدیگر از روی منش و گفتار و رفتار برای آن زمان بی مانند بود. اینها بی شک چند واژه کوچک بیش نیست و امروز زبانزد همه است ولی اگر به کار بسته شود هنوز چه ژرف است.
این فکر بی همتا در این چند واژه در داستان رهایی مردم از پستی حیوانی ، پیشامد برجسته ای بود که راه زندگی مردم را دگرگون ساخت. همه آگاهند که اگر از آن پیروی شود جهان از مرگ و گناه رسته ، به زندگی راستی و درستی ره می یابد.
این رهبری به زندگانی معنوی و شکفتن فکر نو در داستان پیشرفت فرهنگ مردمان بود.
راستش این است که بهشت و دوزخ معنوی که اکنون با آن آشنا هستیم (واین تنها نوع زندگی آینده است که مردم با فهم می پذیرند) تا آنجا که آگاهیم نخست در گاتها بیان شده است. زمانی که مردم در چنگال ترسهای کودکانۀ یک آینده پر از بیم وهراس گرفتار بودند فرزانه باستانی ایران این راستی جاوید را به زبان راند که پاداش بهشت و کیفر دوزخ تنها از درون است.
این نخستین بار در داستان دین و منش است که هنر را خود هنر پاداش و زشتی و بدی را خود زشتی و بدی کیفر است. کیفری که از برون است کیفر نیست بلکه ستم است و پاداش برونی به راستی پاداش نیست. بهشت اشوزرتشت منش و گفتار و رفتار پاک است. آنچه اشوزرتشت آموخته امروز بدان نیازمندیم.
فکر پاداش درونی و خودی که بهشت و دوزخ بیشتر در خودمان است ، بسیار درخشان و بلند پایه است اوستا سند چنین فکر و نخستین بیان پرداختۀ آن است و این خود اوستا را ژرف ترین و مینوی ترین آموزش و دستور باستانی می سازد. بیم از دوزخ شعله ور شاید در میان توده هایی که از مردمی دور مانده اند اثر بیشتری داشته باشد ولی بی شک آن زمان فرا رسیده که به هر کس ناگزیر فهمانده شود که منش و گفتار و رفتار خوب یا بد اوست که اکنون سرنوشت آینده و جاوید او رامی سازد و همین منش و گفتار و رفتار ، جوهر بهشت و دوزخ است و پاداش و کیفر خود را همراه دارد.
اوستا نه تنها نگاهبان نخستین کوشش اثر بخش برای به کار بستن این فکرهاست بلکه هنوز به آن نیازمندیم که ما را به آموختن و به کاربستن این فکرها وا دارد.
این فکر یک خدای برتر از همه که در زنجیر ذات خود بند است جهان باستانی را به خداشناسی رهنمون گشت. به جای اینکه از یک خدای نیک سخن گوید که دور از نیکی مردمی آفریده و سرنوشت جاوید آنان را به شعله های دوزخ وا گذارده، زرتشت خدایی به ما می شناساند که که صفتهای نیکش گرداگرد او را گرفته و او را در بند گذارده و از این راه ذات خداوند بلند را از گناه روان ساختن بدی رهایی داده است. پس خدای نیک او تنها در منش از همه برتر است نه در توانایی بی بند مادی که هستی را در هم ریزد و آیین نهاد خود را تباه سازد.
این کوشش بزرگ برای نگاهداشت آزرم خدای ما بود.
شگفت فکری است برای آن زمان و شگفت است برای همه زمان ها اگر بتوانیم چشمان خود را برای دریافت آن باز کنیم.
نی ، خدای نیک هرگز دوزخی نساخته ، دوزخ در گذشته همیشه بوده چنانکه در آینده نیز خواهد بود.
اگر داستان فکر مردم را ارزشی است اوستا پایه بلندی در آن داستان دارد.اوستا کهن ترین جویندگی معنوی آریایی را در بر دارد و از نظر نفوذ بی اندازه ای که در یهودی و مسیحی داشته در پرداخت دین و ساخت سرنوشت روان مردم اثربرنده و کاری دارد.
هرگز کسی به هیچ زبانی بلندی شگرف این کهن ترین تکه های اوستا را رد نکرده است. کجا در فکر مردم چنین بلندی و شکوه یافت شده است؟
در گذشته می کوشیدم تا می شود زمان زرتشت و گاتها را پایین بیاورم و به این جا رسیدم که زمان زرتشت را می توان تا هزار سال پیش از مسیح پایین آورد و از آن سر شاید بتوان آن زمان را تا هزار و پانصد سال پیش از مسیح بالا برد ولی اکنون در برابر این نظر که می توان زمان زرتشت را پیش از هزار و پانصد گذاشت ایستادگی نمی کنم.
آن دین و دانایی که رویهمرفته آشکارا در داستان دینی نژاد مردم بی مانند است سخنگوی خود را در یکی از بزرگترین و پاکترین مردان این جهان یافت – زرتشت اسپنتمان ، پور پوروشسب ، وخشور ایران باستان، روانی یگانه و بی همتا ؛ حق دارد ایران از او سر فراز باشد که آوازه اش جهانگیر و نامش نزد همه گرامیست.
لارنس هیورث میلز ( Lawrence Heyworth MILLS) ( استاد در دانشگاه آکسفورد)
