مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

لطفاگوسفند نباشید
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
 

در یک دیدار خوشایند و دلپذیر و در یک شب رویایی توانستم بلاخره در یک جمع دوستانه با جناب " محمود نامنی " دیدار کنم ایشان نویسنده کتاب پر فروش و پر محتوای " لطفا گوسفند نباشید " است ما پیرامون مسائل نشر کتاب شعر و آینده نشر در ایران و مکمل کتاب لطفا گوسفند نباشید و دیگر مسائل خصوصی گفتگو کردیم خیلی خوش گذشت امیدوارم طبق قول و قرارها این دیدارها ادامه یابد تمام دوستان و کسانی که این کتاب را تا اکنون مطالعه نکردند دعوت به مطالعه می کنم.


 
 
شعر "مازیار غیبی"
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
 

 

یک روز

با گلهای رز قرمز

به دیدارم خواهی آمد

بر سایه ام خفته بر نیمکتی تنها

آه

من نیستم

اما شعرم از خاطره ها

خواهد رست ...


 
 
اپیزودی از یک شعر بلند
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
 

 

تنها پرنده ی آشنایی

کنار برکه باقی ماند

گو اینکه:

طاقت سفر گریختن پناهنده شدن...

و پرواز

درهمه ی ماندن زجر کشیدن غصه خوردن ...

و بعد

درگوشه ای مردن پرپر شدن قاصدک شدن ...

و زمانی

در اندیشه ها قصه شدن خاطره شدن مشق شدن ...

در او مرده است

واحسرتا

 رویایی دوباره زیستن !

 

19/7/71


 
 
نوشتن ...
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ٦:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠
 

نوشتن بدبختی است . آدم خوشبخت نمی نویسد وقتی از نوشتن _ که تمام جهان را به چشمم جهنم کرده _ خلاص شوم برای خوشبخت شدنم تنها یک چیز باقی می ماند : نقاشی