مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

 
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
 

صبح تا اطلاع ثانوی تعطیل است

 

 

 

 

صبح تا اطلاع ثانوی تعطیل است

ماه به تاخیر افتاده

خورشید فندک نکشید

ـ زنان چادری

از غروب اهل قبور گذشتند

و در طعم رنگ ها ، بوی صداها

قایم شدند.

- در شهرهای شیون آلود پاییزی

باقیمانده ی دیروز را چال می کنند

و از اعماق عطر

فرشته بیرون می کشند.

- ساکنان پلاک 1+12

لوبیای سحرآمیز خود را داشتند

کاشتند ولی بر نداشتند شبی را که افتاده بود کاملن زیر در

- از روزنه به خیابان

و در معیت باران

آتش دو لاله عباسی پیداست.

گر گرفته عصر همسایه

غلت می زند ستاره باز در تاریکی

- هر آینه آفتاب عالمتاب!

در کوچه های یتیم

با دندان لق سیاه کرموی آخرش

می خندد.

 

 ۲ آبان ۱۳۹۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 11:31  توسط رضا بختیاری اصل