مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

چه سود از این تولدها و مُردن های تکراری؟

تجسّدهای نو در حلقه ی تن های تکراری؟

 

بهار کاغذی تقدیر این باغ است و هر باغی

که دل خوش کرده با عطر شکفتن های تکراری

 

رهایی ؛ آرمانشهری ست گم در ناکجا ویران

تو دون کیشوتی و این دوست / دشمن های تکراری...

 

برای آن که تبعید است در حبس وطن تا مرگ

نخوان افسانه ی تاریخ و میهن های تکراری


..


دوباره پنجم اسفند و شمع دیگری خاموش

دوباره بازی ِ اسفند و بهمن های تکراری...



موضوعات مرتبط:

تاريخ : دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مازیار غیبی | نظرات ()