مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

 

بهار گریه

شکفته ست در دلم امشب

وزیده عطر شب

از حیرت عدم

امشب


سلام

حضرتِ نزدیکِ دور !

آمده ام

من از خودم

به سوی تو

قدم قدم امشب


خودت بگو

چه کنم؟

خوابدیده ای گُنگم

که بین گریه و گفتن مردّدم امشب



جزیره ای شده ام؛ چارسوی من غربت

دلم خوش است که ...


اما تو هم ،
تو

هم

امشب ...

 



موضوعات مرتبط: بختیاری , شعر ناب , شعر , مسجدسلیمان

تاريخ : شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مازیار غیبی | نظرات ()