مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

شعر " گمگشتگی " جواد مجابی
نویسنده : مازیار غیبی - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠
 

در کوچه های سر بالای عصر

دست تو

شانه ام را

می برد بالاتر

چه انحنای شیرینی دارد

لبان تو

ای زیبایی

وقتی با سکوتت

هر بار رفتن و گم گشتن را

بر جان عاشقانت

می پیمایی

درست وقتی

که رو به تو می چرخم

به احتمال بوسیدن

می چرخی

در انحنای کوچه ی بالاتر

و گیسوانت طرح مشوشی از گم گشتن را

باز وعده می دهد

در کوچه های سر بالای شب

من تشنه توام

ای جان پر طراوت پنهان به موج و مه

وقتی که سر رعنایی

پک می بندی جهان می ایستد

بجز گیسوانت رود روشن ساز و سرود

که رود مقدار عشق جریان دارد

در مه می چرخی و پلک می گشایی

جهان دوباره با نگاهت می چرخد

در چشمه های جادو

مرا می شویی

با طراوت مهتابیت

اما هنوز تا پایان

من

تشنه ی توام .