مازیار غیبی . شعر فیلم و ادبیات بخیترای

انگاره هایی بزرگ در خرمنی کوچک شعر و ادبیات مسجدسلیمان و ایران

گفتم ترا بیابم وبا صد امید و شوق

همراه بادها

آفاق دور دست جهان را شکافتم

همراه موجهای سبکتاز و بی قرار

تا آخرین کرانه هستی شتافتم

همراه مه خزیدم بر هر چه کوه و در

اما نشانی از تو به هر جا نیافتم

هنگام عصر

با دل نومید و پر زدرد

بر تپه ای نشستم و وقتی آفتاب

غمگین غروب کرد

ناگه ترا

درون دل خویش

یافتم .

   



موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩٠ | ٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مازیار غیبی | نظرات ()