شعر از استاد دکتر ضیایی عزیز سرور بختیاری

 

بهار گریه

شکفته ست در دلم امشب

وزیده عطر شب

از حیرت عدم

امشب


سلام

حضرتِ نزدیکِ دور !

آمده ام

من از خودم

به سوی تو

قدم قدم امشب


خودت بگو

چه کنم؟

خوابدیده ای گُنگم

که بین گریه و گفتن مردّدم امشب



جزیره ای شده ام؛ چارسوی من غربت

دلم خوش است که ...


اما تو هم ،
تو

هم

امشب ...

 

/ 2 نظر / 31 بازدید
مازیار

سلام مازیار منم شعر نو مینویسم.خواستم با هم تبادل لینک کنیم