صبح تا اطلاع ثانوی تعطیل است
 

 

 

 

صبح تا اطلاع ثانوی تعطیل است

ماه به تاخیر افتاده

خورشید فندک نکشید

ـ زنان چادری

از غروب اهل قبور گذشتند

و در طعم رنگ ها ، بوی صداها

قایم شدند.

- در شهرهای شیون آلود پاییزی

باقیمانده ی دیروز را چال می کنند

و از اعماق عطر

فرشته بیرون می کشند.

- ساکنان پلاک 1+12

لوبیای سحرآمیز خود را داشتند

کاشتند ولی بر نداشتند شبی را که افتاده بود کاملن زیر در

- از روزنه به خیابان

و در معیت باران

آتش دو لاله عباسی پیداست.

گر گرفته عصر همسایه

غلت می زند ستاره باز در تاریکی

- هر آینه آفتاب عالمتاب!

در کوچه های یتیم

با دندان لق سیاه کرموی آخرش

می خندد.

 

 ۲ آبان ۱۳۹۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 11:31  توسط رضا بختیاری اصل 
/ 1 نظر / 6 بازدید
ارمین مهمدی

سلام داش مازیار خیلی چاکریم باباشعرات حرف نداره فقط باید چند بار بخونیم تا معنای دقیقشو بفهمیم سلام به آجی وسانیا برسون (کسی هرگز نمیداندچه سازی می زند فردا/چه میدانی تو از امروز چه می دانم من از فردا /همین یک لحظه رادریاب(محبت کن)که فردامی شویم تنها) حرف نداری بختیاری