دوست خوبم واستادم دکتر عبدالحمید ضیایی

چه سود از این تولدها و مُردن های تکراری؟

تجسّدهای نو در حلقه ی تن های تکراری؟

 

بهار کاغذی تقدیر این باغ است و هر باغی

که دل خوش کرده با عطر شکفتن های تکراری

 

رهایی ؛ آرمانشهری ست گم در ناکجا ویران

تو دون کیشوتی و این دوست / دشمن های تکراری...

 

برای آن که تبعید است در حبس وطن تا مرگ

نخوان افسانه ی تاریخ و میهن های تکراری


..


دوباره پنجم اسفند و شمع دیگری خاموش

دوباره بازی ِ اسفند و بهمن های تکراری...

/ 4 نظر / 19 بازدید
سمیراصدیقی

تو صمیمی تر از آنی که دلم میپنداشت دل تو با همه ی آینه ها نسبت داشت تو همان ساده دل سبز نجیبی که خدا در میان دل پاکت صدف آینه کاشت... سلام.وبلاگ خوبی دارین.پیش منم بیاین و خواستین بلینکین...

سمیراصدیقی

تو صمیمی تر از آنی که دلم میپنداشت دل تو با همه ی آینه ها نسبت داشت تو همان ساده دل سبز نجیبی که خدا در میان دل پاکت صدف آینه کاشت... سلام.وبلاگ خوبی دارین.پیش منم بیاین و خواستین بلینکین...

مریم

سلام. اگر خودرو داری به من سر بزن. اگه نداری هم سر بزن. اگه سر نمی زنی هم نزن!!! سال نو پیشاپیش مبارک.حداقل به من سر نمی زنی یه لبخند بزن.

ناشناس

کاش آنانی که از روی سادگی ضیایی را دکتر می نامند، می دانستند که ایشان دکتر نیست ، ایشان مطالبی و شعر خیلیلها را به نام خود معرفی می کند، دکتر خواندن ایشان توهینی است به جامعه علمی کشور.